در يافتن نسخه‌هاي خطي قديمي است‌. هنگامي كه در سال‌هاي 1414 ـ 1448 شوراي‌ كنستانس داير بود، او در مقام منشي پاپ به جستجوي كتاب‌خانه‌هاي صومعه‌ها در رايشناو، وينگارتن‌، سنت گالن و غيره پرداخت و درجريان مسافرت‌هاي ممتدش هم پژوهش‌هاي‌ مشابهي كرد و بدين ترتيب نسخه‌هاي خطي آثار لوكرتيوس‌، سيسرون‌، ويتروويوس‌،كولوملا، فرونتينوس‌، مانيليوس‌، كوينتيليان‌، آميانوس ماركلينوس و غيره را كشف كرد. از لحاظ تاريخ‌ ادبيات‌، كشف نسخه‌ٴ كامل كوينتيليان (در سنت گالن در سال 1416) و خطابه‌هاي سيسرون‌ (سال 1422 در لودي‌) داراي اهميت ويژه‌اي است‌. معيارهاي سبك و تأليف تازه‌اي به جهان‌ عرضه شده بود. اين به طور غيرمستقيم در رشد تفكر دقيق و علم هم اثر داشت‌. يكي از آثار پوگو به نام درباب بخت حاوي شرحي از اقامت طولاني نيكولودي كنتي در هند و خاور دور است كه‌ نيكولو در سال 1444 در رم براي پوگو تقرير كرده است‌؛ اين مشروح‌ترين گزارش از جنوب آسيا به‌وسيله‌ٴ يك نويسنده‌ٴ غربي در سده‌ٴ پانزدهم است‌.1 رايج‌ترين كتاب پوگو بدبختانه لطايف‌ اوست كه مجموعه‌اي از قصه‌هاي هرزه است و بسياري از فضلاي پير و جوان ذائقه‌ٴ خود را با آنها آزموده‌اند. اين معرف جنبه‌ٴ ديگري از انسانگرايان نخستين است‌. آنان علاقه‌ٴ زيادي به‌ نوشته‌هاي شهواني و هزليات داشتند، علاقه‌اي كه ادبيات كهن كافران آن را كاملاً مي‌توانست اقناع كند. انسانگرايان نخستين كه مستعد پيروي از همه‌ٴ گرايش‌هاي عصر كلاسيك بودند، بدين ترتيب به سوي نوشتن آثار شهواني كشيده شدند. پوگو، يعني منشي‌ پاپ رهبر آنان در اين راه بود.
جوواني باتيستا گواريني در حدود 1370 در ورونا زاده شد و عموماً به گوارينوي ورونايي‌ معروف است‌؛ در قسطنطنيه (1403ـ1408)، ترنت‌، ورونا، پادوا، فلورانس و از سال 1329 به‌ بعد، در فرارا به سر برد و در سال 1460 در همان‌جا درگذشت‌. در سال 1408 بيش از 50 نسخه‌ٴ خطي با خود از شرق آورد، در سال 1419 در ونيز 124 نامه‌ٴ پليني كهتر و در سال 1426 در بولونيا يك نسخه‌ٴ خطي كلسوس را كشف كرد. بسياري آثار را از يوناني به لاتيني ترجمه كرد، به‌ويژه تمام كتاب استرابون‌، برخي از زندگي‌نامه‌هاي پلوتارك و يكي ديگر از رساله‌هاي او را (1411).
اين حاشيه‌اي كه به كودكان سده‌ٴ چهاردهم اختصاص يافت گسترش دامنه و جامع‌الاطراف‌ بودن اوايل عصر نوزايي را نشان مي‌دهد. اين عصر جنبه‌هاي زيادي داشت و با چنان علايق‌ گوناگوني در تماس بود كه واقعاً باروري زندگي تازه‌، جهان‌بيني تازه و ايجاد فرهنگي تازه به


1. مثلاً حاوي نخستين توصيف از شهر بزرگ ويجايانگر در دكن است (كه در سال 1336 بنا، و در سال 1565 ويران شد)، كه در فصل اول بدان اشاره شده‌ است‌.